Yashar
Game Over
شنیدم کسی از پشت دیوار می گفت که بهار در راه است. وسوسه شدم پنجره را باز کنم.همان پنجره رو به تو . نفس که کشیدم یادم امد که هنوز زنده ام دوستانم را دیدم که هنوز به من وفادارند. همان دوستان همیشگی : باران و غروب را می گویم. خواستم برای نبودنت دلتنگی کنم که خیالت آمد...! خدای من! بهار امسال چه جشنی می شود! اینجا چقدر شلوغ است: من و باران و غروب و خیال تو بچه ها بازم معذرت اگه زیاد شاد نبود همتونو دوس دارم نمي
دونم از كجا شروع كنم ... خيلي دل تنگم نمي دونم چه دردمه زندگي يعني هجوم لحظه ها
يعني شنيدن خاطره ها
زندگي يعني تبسم
آيينه ها
زندگي يعني تلف شدن ثانيه ها
خالي از تمام زيبايي ها ای خدا بهم بگو گناه
این دلم چیه که این همه غصه داره
این جوری زندونیه کی
می خواد از قفس رها بشه پر بزنه بره
آسمون عشق بگه این جای منه نداره دل طاقتی خسته از هر چی غمه دیگه وقت رفتنه یا شاید مردنمه دلکم آروم بگیر یواش
یواش داریم میریم یه جایی سر بذاریم
بدون غم بمیریم مگه این دل با دلا
تو بگو فرقی داره این همه غصه و غم
توی قلبش بذاره دلکم آروم بگیر یواش
یواش داریم میریم یه جایی سر بذاریم
بدون غم بمیریم ای دوتا چشمای خیس و منتظر گریه کنین دیگه رفت اون واسه همیشه از کنار من دیگه پاییز اومده رفت تا ابد بهار من ببرم من چه جوری اون و ز یاد بدون چشمای اون هستی من میره به باد طفلکی گناه این دلم چی بود ای بی مرام 
![]()
![]()
![]()
خستم از زندگي دليلش
واضحه ولي نمي تونم بگم...
الان كه دارم مي نويسم ترانه اي كه خودم عاشقشم (سلطان قلبم ) رو گذاشتم و اشكام داره مي ريزه
زندگي خيلي مسخره
شده... هيچ شوقي نمونده ... همش درده
بزار با يه متن توصيف كنم:
گلای مریم و یاس سر از تو خاک بیرون کنین
بخدا دلم فقط اون و می خواد
گلای مریم و یاس شما یه حرفی بزنین
من دیگه مردم از این دل واپس و منتظری
تو بگو چی شد که رفتی از پیشم بی خبری
جواب مریم و یاس و چی میدی بگو برام
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


